خلاصه‌ی من، نه متن اصلی

پیام‌ها از پایگاه «درس‌هایی از قرآن» (تفسیر نور) است و اینجا فقط چند مورد آن را به زبان خودم نوشته‌ام. برای متن اصلی به منبع مراجعه کنید.

آیه: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ…» (حدید، ۲۵)

نکته‌هایی که برایم مهم بود

  • در مدیریت، به هر کس مسئولیتی می‌دهیم باید ابزار کارش را هم بدهیم؛ ابزار پیامبران: بیّنات، کتاب و میزان.
  • راهنمایی از مدیر است و عمل از مردم: «لیقوم الناس بالقسط».
  • فلسفه‌ی نبوت، برپایی عدالت است؛ و عدالت در همه‌ی ابعاد مطلوب است («بالقسط» مطلق آمده).
  • ترتیب: ابتدا کار فرهنگی و تربیتی (کتاب و میزان)، بعد اعمال قدرت (آهن).
  • جامعه به سه قوه نیاز دارد: مقننه («الکتاب»)، قضائیه («المیزان») و مجریه («الحدید»)؛ و با موانع گسترش عدالت باید شدید برخورد کرد.
  • پذیرش دعوت انبیا در حقیقت نصرت خداست؛ و گمان نکنیم خدا به نصرت ما محتاج است.

نکته‌ی من: بند «ابتدا فرهنگ، بعد قدرت» را برای مدیریت سازمان هم مفید می‌دانم: قبل از اعمال مقررات سخت، باید معیار و ابزار روشن باشد. (استنتاج شخصی من است.)

مرتبط: نهج‌البلاغه و مدیریت؛ دعای کمیل و کارگزار خوب.

تفسیرعدالت