خلاصه‌ی من از درس تفسیر آیت‌الله جوادی آملی (۱۳۸۸/۱۰/۱۴)

ایده: وقتی انسان می‌میرد و اموال و فرزندان از او گرفته می‌شود، تعلق (وابستگی) از او گرفته نمی‌شود و درد از همین‌جا آغاز می‌شود؛ مثل معتادی که ماده را از او بگیرند ولی اعتیاد را نه. او می‌گوید چیزی تهیه کنید که با شما بماند و آن «عند ربک» است: «وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَّرَدًّا» و «مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ». اگر محبوب انسان «عندالله» باشد، هم حب باقی است و هم محبوب، و لذت آغاز می‌شود؛ ولی اگر محبوب «عندالناس» باشد، محبوب گرفته می‌شود و حبّ می‌ماند و درد آغاز می‌شود.

برداشت من: حتی در همین دنیا، شکل ساده‌ی این ایده درست است: هر چه دلبستگی ما به چیزی بیرون از اختیارمان بیشتر باشد، آسیب‌پذیری‌مان بیشتر است. (این برداشت من است و حرف مستقیم گوینده نیست.)

مرتبط: ظلم به خود؛ بدن و عفاف، امانت‌اند.

تفسیروابستگی