برداشت شخصی، نه نظر رسمی

هر جا می‌نویسم «نظر من»، منظورم برداشت شخصی خودم است؛ نه لزوماً نظر دین، اسلام یا علما. این نوشته استدلالی فلسفی-کلامی است، نه پژوهش تاریخی.

پرسش

آیا حرکت امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری درست بود؟ چند وقتی درباره‌ی معنای زندگی خوانده بودم، هم از کتاب‌های دینی (مثل «معنای زندگی» شهید مطهری) و هم از فیلسوفان غربی و ایرانی غیرمذهبی. اگر همه‌ی این بحث‌ها را کنار هم بگذاریم، آیا می‌شود دلیلی برای درستی یا نادرستی حرکت امام حسین (ع) آورد؟

پاسخ من

پاسخ من منفی است: هیچ منطق و دلیل بیرونی نمی‌تواند درستی کار امام را بسنجد، چون امام (انسان کامل) خودش معیار درستی است. دو دلیل می‌آورم:

۱. درستی و نادرستی بر مبنای یک معیار است و خود معیار فعلی را انجام داده؛ پس آن کار درست است و استدلالی نیست که صحت‌سنجی‌اش کند. ۲. ملاک حبّ و بغض، قلب است و نه عقل.

مقایسه‌ی دو واقعه

فرض کنید این سؤال را درباره‌ی خوارج بپرسیم: گروهی از نماز شب‌خوان‌ها و قاری‌های قرآن حس کردند حاکمی (علی بن ابی‌طالب) ظلم کرده و توبه نکرده و با استدلال دینی قیام کردند. امام علی (ع) با آن‌ها برخورد کرد و در جنگ نهروان شکستشان داد. در واقعه‌ی سال ۶۱ هم گروهی حس می‌کردند حاکم فاسد است و قیام کردند و امام حسین (ع) و یارانشان شهید شدند.

تفاوت در چیست؟ به نظر من تفاوت در فردی است که عمل را انجام می‌دهد: چون امام علی (ع) آن کار را کرد، مقابله با خوارج درست بود؛ و چون امام حسین (ع) قیام کرد، قیام درست بود و اگر قیام نمی‌کرد، همان هم درست بود. همین را می‌شود درباره‌ی امام زمان (عج) گفت: ظهورنکردنشان در حال حاضر، خودش عملی درست است.

جمع‌بندی

به نظر من، شیعه بر محور امام و انسان کامل می‌گردد و کنش‌ها را بدون نگاه و دستور او نمی‌توان درست یا نادرست دانست. مثل زیارت آل‌یاسین: «السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد، السلام علیک حین تقرأ و تبیّن…» (سلام بر تو هنگامی که برمی‌خیزی، می‌نشینی، می‌خوانی و بیان می‌کنی).

و به قول سعدی:

من آن نی‌ام که حلال از حرام نشناسم شراب با تو حلال است و آب بی‌تو حرام

مرتبط: وقتی به امام دسترسی نداریم؛ تکلیف چیست؟.

امام_حسینانسان_کامل