داستان

فیلم In Time (۲۰۱۱، نوشته و کارگردانی اندرو نیکول) جهانی را نشان می‌دهد که مردم فقط تا ۲۵ سالگی زندگی می‌کنند و بعد از آن باید برای هر لحظه‌ی زنده‌ماندن کار کنند یا بهایش را بدهند؛ و همه‌ی هزینه‌ها بر پایه‌ی زمان است: یک فنجان قهوه چهار دقیقه از عمر، و یک ماشین چند ماه از عمر باقی‌مانده. می‌شود زمان را از دیگران گرفت یا به آن‌ها داد، و اگر تمام شود، همان‌جا می‌میری.

نظر من

اگر زندگی ما هم به دقیقه‌ها بند بود و ساعتی روی دستمان گذر زمان را نشان می‌داد، بسیاری از کارها را انجام نمی‌دادیم و دنبال کارهای دیگری می‌رفتیم. به نظرم اگر من نویسنده‌ی این فیلم بودم، به‌شدت روی بحث‌های فلسفی‌اش مانور می‌دادم؛ فکر می‌کنم نویسنده این ایده را حیف‌ومیل کرده و به یک فیلم اکشن ساده رسانده.

چند دیالوگ

«Is it stealing if it’s already stolen?» (سیلویا) «Do I really want to spend my life trying not to die by mistake?» (سیلویا)

فیلمزمان