ایده
در یونان باستان بسیاری از مناصب عمومی با قرعهکشی تعیین میشد و جمهوریهای دوران رنسانس مانند ونیز و فلورانس هم از ترکیبی مشابه استفاده میکردند و قرنها ثبات داشتند. به نقل از ون رِیبروک، لازم نیست از همه خواست دربارهی موضوعی رأی بدهند که فقط عدهی کمی از آن سر درمیآورند؛ میتوان نمونهای تصادفی از جمعیت را برگزید و به آنها فرصت داد از متخصصان بیاموزند، با هم گفتوگو کنند و به تصمیم سنجیده برسند.
نمونهی ایرلند
در ایرلند، «کنوانسیون قانون اساسی» (۲۰۱۲–۲۰۱۴) ترکیبی از ۳۳ سیاستمدار منتخب و ۶۶ شهروند بود که تصادفی و با توجه به سن، جنس و محل تولد برگزیده شدند. آنها طی بیش از یک سال گرد هم آمدند و دربارهی موضوعهایی مثل ازدواج همجنسگرایان گفتوگو کردند. توصیههای این هیئت قانون نبود: باید از پارلمان و دولت میگذشت و در آخر به همهپرسی عمومی میرفت.
اشکالی که معمولاً میگیرند
افراد قرعهای ممکن است صلاحیت فنی کمتری داشته باشند. جواب نویسنده این است که صلاحیت فنی تنها معیار نیست؛ پارلمانی پر از حقوقدانان طراز اول سودی ندارد اگر هیچکدامشان قیمت یک تکه نان را ندانند. (این ادعای نویسنده است و در عمل باید با ساختار مشورت و متخصصپذیری همراه شود، چنان که ایرلند همین کار را کرد.)
برداشت من
به نظرم نکتهی اصلی «آگاهی پیش از تصمیم» است: مردم فقط وقتی تصمیم خوب میگیرند که فرصت یادگیری و گفتوگو داشته باشند. اینکه قرعهکشی بهترین راه است یا نه، را نمیدانم؛ ولی پرسش درستی است.
مرتبط: انتخابات دموکراسی نیست.