نظریه

هالفورد مکیندر (۱۸۶۱–۱۹۴۷) جغرافی‌دان بریتانیایی بود. در مقاله‌ی «محور جغرافیایی تاریخ» (۱۹۰۴) استدلال کرد که قلب زمین (Heartland)، یعنی عمق خشکی اوراسیا، موقعیت راهبردی کلیدی دارد. در کتاب «آرمان‌های دموکراتیک و واقعیت» (۱۹۱۹) جمله‌ی مشهورش را آورد:

«هر که بر اروپای شرقی حاکم باشد، قلب زمین را فرمان می‌دهد؛ هر که بر قلب زمین حاکم باشد، جزیره‌ی جهان را فرمان می‌دهد؛ و هر که بر جزیره‌ی جهان حاکم باشد، جهان را فرمان می‌دهد.»

مضمون کلی: قدرت خشکی (اوراسیا) در برابر قدرت دریایی (مثل بریتانیا و بعدها آمریکا) ایستاده، و قدرت دریایی باید جلوی یکپارچه‌شدن و مهار قلب زمین را بگیرد.

ادعای نوشته‌ی قدیمی‌ام

در نوشته‌ی قدیمی گفته بودم که این نظریه «اساس برخورد انگلیس با ایران» را توضیح می‌دهد و با تحریم و جنگ باید اوراسیا را از رشد دور نگه داشت. این تفسیر من (و بخشی از ادبیات سیاسی) از کاربرد نظریه است، نه چیزی که خود مکیندر درباره‌ی ایران گفته باشد. نقد معمول نظریه هم این است که با هواپیما، موشک و فناوری، اهمیت جغرافیای «قلب زمین» تغییر کرده و بعدها نیکلاس اسپایکمن «ریملند» (حاشیه‌ی اوراسیا) را مهم‌تر دانست.

مرتبط: انتخابات دموکراسی نیست (از همین بخش سیاست و جامعه).

ژئوپلیتیکمکیندر