خلاصهی من، نه رونوشت
این یادداشت خلاصهی من از درس تفسیر آیتالله جوادی آملی (۱۸ مهر ۱۳۹۰) است (متن درس). ادعاها از آنِ گویندهاند، نه تأییدشدهی من.
ظلم یعنی چه؟
ظلم یعنی تجاوز از حدّ خود و ورود به مرز دیگری. بنابراین «ظلم به خود» پرسشبرانگیز است: ظالم و مظلوم یکی میشود؟ جواب سخنران این است که ما دو «خود» داریم:
۱. خودی که به حسب ظاهر مِلک ماست؛ ۲. خودی که امانت الهی است: فطرت و عقل عملی که خدا به ما «تملیک» نکرده و امانت داده، مثل چراغی که کسی به شما میدهد تا راه را با آن بروید. اگر شیشهاش را بشکنید یا غبارآلود کنید، به صاحب چراغ ظلم کردهاید.
نتیجه
از دید او، ما مالک مطلق بدن و عفاف خود نیستیم. شاهدش: قصاص حقّ خود شخص است و میتواند ببخشد (بدنش مِلک موقت اوست)، اما در مسئلهی حدّ زنا، حتی اگر فرد رضایت دهد پرونده ادامه دارد، چون عفاف «حقالله» است. (استدلال فقهی-کلامی سخنران است و بسته به دیدگاه فقهی قابل بحث.) به همین دلیل میگوید کسی که بگوید «من صاحباختیار خود هستم»، به قول قرآن «هوای خود را خدای خود» گرفته است.
پیامد اجتماعی
طهارت چشم و گوش و زبان، قداست جامعه را میسازد؛ و رعایتنکردن حجاب و عفاف، به باور او، ریشهی بسیاری از مشکلات جامعه است. (این ادعای او و مورد اختلاف است و من اینجا فقط گزارش میکنم.)
مرتبط: خانواده، غیرت و امنیت جامعه و طهارت جامعه و توبهی همراه با اصلاح.