دو متن، نه نظر من

در نوشته‌ی قدیمی‌ام یک متن بلند را بازنشر کرده بودم که در پاسخ به صادق خرازی (که به مقاله‌ی عباس عبدی پاسخ داده بود) نوشته شده است. نویسنده‌ی این متن را در دست ندارم. اینجا فقط خلاصه‌ی استدلال‌ها را می‌نویسم و قضاوتی نمی‌کنم؛ در نوشته‌ی قدیمی گفته بودم «طنز نسبتاً تلخ است، زیاد جدی نگیرید».

دو دیدگاه

دیدگاه اول (صادق خرازی، در پاسخ به عباس عبدی): اشغال سفارت و گروگان‌گیری پیامدهای سنگینی داشت و ممکن است با حکمت امام و بزرگان انقلاب، انتقام‌ها و اعدام‌های بیشتری از آن فضا نتیجه نشود.

دیدگاه دوم (نویسنده‌ی پاسخ): اگر امام، رخداد را «انقلاب دوم و بزرگ‌تر از انقلاب اول» نمی‌نامید و از دانشجویان حمایت نمی‌کرد، مثل اشغال سابق سفارت توسط چریک‌های فدایی خلق در کمتر از یک روز پایان می‌یافت؛ پس مسئولیت پیامدها با کسانی است که از آن حمایت کردند، نه (تنها) با گروه‌های مخالف.

شاهدی که نقل می‌شود

متن، از قول محمدرضا مهدوی کنی نقل می‌کند که در آن روزها تیم حدود ۶۰ نفره‌ای از کمیته‌های انقلاب برای حفاظت از سفارت در آن مستقر بود، و پس از اشغال و با پیام حاج احمد آقا که «امام راضی هستند»، نیروها را بیرون کشیده و سفارت را به دانشجویان سپرده‌اند. مهدوی کنی همچنین گفته که خود او «اصل کار را خلاف قانون» می‌دانسته و درباره‌ی سودمندی‌اش تردید داشته است. (این نقل را از متن دست‌دوم آورده‌ام و منبع اصلی گفت‌وگو را بازبینی نکرده‌ام.)

برداشت من

مسئله‌ی «چه کسی مسئول پیامد است؟» مسئله‌ای است که هنوز روشن نیست و دانستن آن نیازمند منابع تاریخی دست‌اول است. من فقط می‌خواهم یادم بماند که برای هر تصمیم بزرگ باید پرسید: چه کسی آن را گرفت، چه کسی هزینه‌اش را داد، و تا چه حد می‌شد جلویش را گرفت.

مرتبط: دانشجویان پیرو خط امام؛ بعد از لانه چه شدند؟.

تاریخانقلاب