نویسندهی نثر را نمیدانم
نثر اول را از جایی برداشته بودم و نویسندهاش را در دست ندارم؛ دو شعر پایین از شاعرانی است که نام بردهام.
«آنقدر نگذاشتی ببوسمت که بوسیدن را هم ممنوع کردند! و حالا هم نفسهامان به شماره افتاده، مثل عشق سالهای وبا!… به همهی دنیا بگو ما را نامهربانیها کشت، نه جنگهای صلیبی و نه طاعون و نه سل و نه کرونا…»
از شعر «بغلم کن» (حامد ابراهیمپور؛ آهنگ توکا) فقط چند خط:
«بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود بغلم کن که خدا دورتر از این نشود»
و از مولانا:
«والله که شهر بیتو مرا حبس میشود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست»
برای متن کامل «بغلم کن» به منبع اصلی مراجعه کنید.